سيد علاء الدين محمد گلستانه

116

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

او معتمدى است كه خداى تعالى فرموده كه از براى او عذاب عظيم ، مهيّا ساخته . و كسى كه ميانهء او و ديگرى چيزى باشد و او را بكُشد ، چنين شخصى ، آن متعمدى نيست كه خداى تعالى فرموده . و شك نيست كه كسى كه مؤمنى را از براى ايمان مىكُشد ، كافر و مخلّد در نار است . « 1 » و ابن بابويه و شيخ طوسى رحمه الله به سند صحيح ، از آن حضرت ، روايت كرده‌اند كه شخصى پرسيد كه : اگر مؤمنى ، مؤمنى را عمداً بكُشد ، آيا او را توبه هست ؟ حضرت فرمود كه : اگر او را از براى ايمان مىكُشد ، توبه ندارد ، و اگر چنانچه از براى غضب يا سببى از اسباب دنيوى بكُشد ، توبه‌اش آن است كه از او قصاص كنند ، و اگر چنانچه صاحبان خون ندانند ، بايد كه قاتل پيش ايشان رود و اقرار كند به آن كه آن قتل ، از او صادر شده . پس اگر راضى شوند به آن كه او را در عوض نكُشند ، ديت به ايشان بدهد و كفّارهء عصيان الهى كه از او سر زده ، آن است كه بنده‌اى آزاد كند و دو ماه پى در پى ، روزه بدارد و شصت مسكين را طعام دهد . « 2 » و از آن حضرت ، روايت نموده كه فرموده : مؤمن ، هميشه امر دين بر او وسيع است و كار بر او تنگ نمىشود ، مادام كه ارتكاب [ به ريختن ] خون حرامى ننمايد . « 3 » و فرمود كه : كسى كه مؤمنى را دانسته بكُشد ، توفيق توبه نمىيابد . « 4 » و مراد از قاتلِ مؤمن ، كه در اين حديثْ واقع شده كه توفيق توبه نمىيابد ، مىتواند بود كه كسى باشد كه مؤمن را از براى ايمان بكُشد ، و مىتواند بود كه اعم باشد . امّا اوّل ، ظاهرتر است و آنچه در حديث سابق ، در مقام سؤال واقع شده بود كه : « اگر مؤمنى ، مؤمنى را بكُشد » و حضرت در جواب فرمود كه : « اگر از براى ايمان بكُشد ، توبه ندارد » ، به حَسَب ظاهر ، خالى از اشكالى نيست ، از جهت منافات با عموم توبه و تضادّ ميانهء ايمان و قتل از براى ايمان . و بنا بر عدم قبول توبهء مرتدّ فطرى ، به حَسَب ظاهر و واقع ، و اطلاق مؤمن بر اعم از سابق الايمان ، جوابى ظاهر مىشود . و شايد كه مراد ، عدم قبول توبه به حَسَب ظاهر باشد و ممكن است كه جواب حضرت ، اعمّ از سؤال باشد و شامل قاتلى باشد كه مؤمن نباشد تا بيان هر دو شِق ، فرموده باشند ، هر چند سؤال ، مخصوصِ يك شقّ است و در جواب ، قيد آن كه « قاتل از اهل ايمان است » ، نيست و ممكن است كه مؤمن در كلام سائل ، به معنى مُظهر شهادتين باشد ، نه به معنى شيعهء اثنا عشرى ، و جواب بر نهج سؤال ، وارد شده باشد و با وجود وجوه مذكوره ، مندفع شدن اشكال ،

--> ( 1 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 96 ، ح 5163 . ( 2 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 96 ، ح 5164 ؛ تهذيب الأحكام ، ج 10 ، ص 163 ، ح 652 . ( 3 ) . مجمع البحرين ، ج 3 ، ص 400 . ( 4 ) . التبيان ، ج 3 ، ص 295 .